تبليغاتX
زنده بودیم اگه فردا وعده ما لب دریا
> هر مرادی را به همت می توان تسخیر کرد

بابام هميشه وقتي خرداد ميشه ميگه يادتون باشه خرداد و تير و مرداد رو مواظب باشيد چون هميشه از قديم گفتن خرد تير مرد

البته اين يه شوخيه قديميه و براي خنده گفته ميشه ولي من از وقتي كه 8 سالم بود هر سال ماه تير رو با غم شروع ميكنم چون ياد آوره خاطره تلخ روزهاي آخر زندگي پدر بزرگ مهربانم براي منه .

 

پدر بزرگي كه فقط 8 سال تونستم باهاش زندگي كنم و ماه تير با بي رحمي تير غم بدون اون بودنو به دلم نشوند و خاطره تلخ مرگش رو روي دفتر خاطرات ششمين روزش ثبت كرد، پدر بزرگ كوله بار مهربونيها و نوازشها و قصه ها شو برداشت و توي پيچ اولين كوچه اولين ماه يك تابستان تفت زده به خاطره ها پيوست.

ومن موندم حسرت يك لحظه ديدنش ، تمناي پنهان شدن در آغوش پر از مهرش و آرزوي شنيدن صداي مهربانش ولمس دستان نوازشگرش

پدر بزرگ عزيزم مي دونم توي تموم اين سالها هميشه روح مهربونت مواظب من بوده و هست ،مي دونم كه مي شنوي و آگاهي

و مي دوني كه  خيلي دوستت دارم وهيچ وقت فراموشت نمي كنم. 

    Crying 1 Crying 1 Crying 1 Crying 1 Crying 1 Crying 1 Crying 1 Crying 1 





+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 16:3  توسط ترانه  |